خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

3

نهج البلاغة ( فارسي )

همه در كار سستى مىنمودند . در آن هنگام كه هر كس سر در لاك خود فرو برده بود ، من بودم كه سر برافراشتم و در آن هنگام كه زبان همه بسته بود ، من بودم كه به هدايت نور خداى ، راه خويش پى گرفتم . ادعايم از همه كمتر بود و حال آنكه بر همگان سبقت گرفته بودم . . . به چابكى پيش تاختم و به تنهايى از همه گرو بردم » ( خ 37 ) . « ما با رسول اللَّه ( ص ) بوديم ، پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم و اين جز بر ايمان و تسليم ما نمىافزود ، كه بر راه راست بوديم و بر سوزش آلام شكيبايى مىورزيديم و در جهاد با دشمن به جد در ايستاده بوديم . تا مردى از ما و مردى از دشمنانمان مردانه پنجه در مىافكندند تا كدام يك ديگرى را شرنگ مرگ چشاند . گاه ما بوديم كه جام مرگ از دست دشمن مىگرفتيم و گاه دشمن بود كه از دست ما جام مرگ مىگرفت . چون خداوند صداقت ما را در پيكار ديد ، دشمن ما را خوار و زبون ساخت و ما را پيروزى داد تا اسلام استقرار يافت » . ( خ 55 ) ده سالى كه اوج مجاهدت على ( ع ) بود ، چه زود به پايان آمد و سالهاى تيرهء اندوه فرا رسيد ، رسول اللَّه ( ص ) به رفيق اعلى پيوست . على ( ع ) اندوه خود را در اين عبارات جانسوز مىگسارد : « پدر و مادرم فدايت باد يا رسول اللَّه ، با مرگ تو رشته هايى گسسته شد كه با مرگ ديگران گسسته نشده بود ، رشتهء نبوّت و اخبار غيبى آسمانى . حادثهء خاصّى بود مرگ تو . به گونه اى كه آنان كه به مصيبت مرگ تو دچار شدند ، ديگر مصيبتها را از ياد بردند . . . اگر ما را به شكيبايى فرمان نداده بودى و از گريستن و زارى منع نكرده بودى ، آن قدر مىگريستيم تا سرشكمان را به پايان رسانيم . درد جدايى تو در رفتن درنگ مىكند و رنج اندوه دورى از تو چون يار سوگند خورده اى همواره با ماست . در سوك تو هر چه بيقرارى كنيم ، با هم اندك است ولى مرگ چيزى است كه كسى را ياراى راندن و دفع كردن آن نيست . پدر و مادرم به فدايت ما را نزد پروردگارت ياد كن و ما را در ياد خود دار » ( خ 226 ) . حادثهء غمانگيز ديگرى كه پس از وفات پيامبر ( ص ) بر زندگى على سايهء اندوه گسترد ، آن هم در آن سالهاى سياه كه از حق بزرگش محرومش كرده بودند ، وفات همسر عزيزش ، بانوى همهء زنان جهان ، فاطمه ( س ) بود . امانتى را كه در همان آغاز هجرت به او سپرده بودند ، اكنون با سينه اى شرحه شرحه از فراق ، باز پس مىداد : « سلام بر تو باد ، اى پيامبر خدا ، سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پيوست . اى رسول خدا ، بر مرگ دخت برگزيدهء تو شكيبايى من